رفتن به محتوای اصلی
تاریخ بروز رسانی: ۲۰۱۷-۱۱-۲۰

احکام عشایر

مبانی دستورات دین به اصول دین و فروع دین تقسیم می شوند:

الف. اصول دین

«اصول دین » به مجموعه باورهایی اطلاق می شود که اساس دین اسلام را تشکیل

م یدهند ب هگون های که اگر یکی از آ نها انکار شود، موجب خروج از دین می شود.

اعتقاد به اصول دین باید از روی تحقیق باشد نه تقلید، کسی که به اصول دین

اعتقاد ندارد از دین خارج است؛ توحید، معاد و نبوت اصول مشترک دین اسلامند و

دو اصل امامت و عدل نیز از مسلمات مذهب شیعه می باشند که مجموعاً می شود پنج

اصل.

این اصول عبارتند از:

توحید

توحید آن است که انسان بداند خدای متعال یکی است و اوست که جهان آفرینش

را آفریده است؛ آفرینش، حیات و ممات، رزق و روزی، تأمین سلامتی و... همه و همه

به اراده خداوند است: «انما امره اذا اراد شیئا ان یقول له کن فیکون/ هر گاه خداوند

چیزی را اراده کند انجام م یگیرد »

هر آنچه در این جهان م یبینیم از کوه، دشت، مراتع، حیوانات گوناگون، خورشید،

ماه، ستارگان، دریاها، جویبارها، میوه ها، درخت ها، معد نها، وجود پر از معجزات انسان

و... همه و همه دلیل و راهنما بر وجود خدای دانا و بزرگ است.

عدل

عدل یعنی خداوند هرگز به کسی ظلم نم یکند و هرچه را آفریده و به هر کس به

هر مقدار که روزی م یدهد همه از روی حکمت و عدالت است.

نبوت

نبوت به دوگونه است:

اصول و فروع دین

۲/ احکام عشایر

الف( نبوت عامه: به معنای اعتقاد داشتن به حقانیت تمام پیامبران الهی که صد و

بیست و چهار هزار نفر می باشند.

ب( نبوت خاصه: اعتقاد داشتن به نبوت و حقانیت پیامبر مکرم اسلام حضرت

محمد بن عبدالله صل یالله علی هو آله.

امامت

خداوند هما نگونه که پیامبران را تأیید فرموده است به طور مستقیم و یا

غیرمستقیم، جانشینان پیامبران را نیز تعیین فرموده است، دوازده امام شیعیان از

جمله این جانشینان هستند که یکی پس از دیگری به جانشینی پیامبر برگزیده

شده اند؛ آنان همان دوازده نفری هستند که نامشان در لوح مخصوص از سوی خداوند

سبحان به پیامبر اکرم نازل شده است.

معاد

معاد که به معنای بازگشت دوباره است عبارت است از این است که خداوند انسان

را پس از مردن، در قیامت زنده م یکند تا نیکوکاران را پاداش دهد و بدکاران را به

کیفر اعمال خود برساند.

خداوند افراد نیک رفتار را در باغستا نهای بهشت که در زیر آن نهرهایی جاری

است، م یبرد و همواره در جوار رحمت او قرار م یگیرند و کسی که کفر ورزید و کار

ناشایسته از او سرزده و مرتکب دروغ، خیانت، قتل، دزدی، زنا، شراب خواری، و نظائر

آن گردیده سزای او آتش دوزخ و آ بهای جوشان و غذاهای کشنده آن خواهد بود و

پیوسته در اندوه و عذاب به سر خواهد برد.

ب: فروع دین

در اصطلاح دین اسلام و مسلمانان، بر خلاف اصول دین، فروع را بر مسائلی اطلاق

م یکنند که به عمل انسان مربوط می شود؛ از نظر مذهب شیعه؛ فروع دین ده مورد

است، که عبارتند از:

نماز

روزه

حج

زکات

خمس

جهاد

امر به معروف

نهی از منکر

تولی

تبری

احکام عشایر/ ۳

احکام الهی به چهار قسم تقسیم می شوند:

۱. واجب

كارى است كه انجام آن لازم و ترك آن يكفر الهى دارد مثل نماز و روزه

۲. حرام

کاری که ترک آن لازم و انجام آن کیفر الهی دارد. مثل: ترک نماز و ترک روزه

۳. مستحب

كارى است كه انجام آن داراى ثواب است و ترك آن يكفرى ندارد مثل نمازهاى

مستحبى .

۴. مكروه

كارى است كه ترك آن خوب و ثواب دارد و انجام آن يكفرى ب هدنبال ندارد مثل

خواندن نماز مستحبى در خستگى .

۵. مباح

كارى كه انجام آن مساوى است نه داراى يكفرى است و نه ثواب و اجرى دارد كه

بسيارى از كارهاى روزمره انسان مثل آب آشاميدن- غذا خوردن از اين نوع است .

از نظر فقه اسلامی فروعات دین و احکام عملی زندگی اسلام بر کسانی واجب است

که واجد شرایط تکلیف باشند.

شرایط تکلیف عبارتند از:

عقل

بلوغ

قدرت

نشانه های بلوغ یکی از سه موارد زیر است:

روییدن موی درشت و خشن در زیر شکم و بالای عورت )شرمگاه(.

احتلام و بیرون آمدن منی.

تمام شدن ۱۵ سال قمری در پسر و تمام شدن ۹ سال قمری در دختران. )هر سال

قمری ۱۰ روز و ۲۱ ساعت و ۱۷ ثانیه کمتر از سال شمسی است(.

نکته ۱: جماع بدون انزال و خروج منی، به تنهایی از نشانه های بلوغ نیست، ولی

باعث جنابت م یشود و اگر غسل نکند واجب هنگام سن بلوغ غسل کند.

نکته ۲: تا زمانی که یکی از نشانه های بلوغ در فرد تحقق پیدا نکند حکم به بلوغ

فرد نمی شود و مکلف به احکام شرعی نخواهد بود؛ و صرف احتمال ایجاد یکی از علائم

بلوغ برای حکم کردن به بلوغ کفایت نم یکند.

مکلف در عمل به دستورات عملی دین یا باید به درجه اجتهاد رسیده باشد که باید

طبق فتوای خود عمل کند، یا باید از اعلم مراجع موجود تقلید کند، و یا باید عمل به

احتیاط کند.

اينك به توضيح هر كي م ىپردازیم:

۱. اجتهاد

اجتهاد در لغت به معنى سعى وتلاش و در اصطلاح فقهى عبارت از به دست آوردن

احكام از قرآ ن- سن ت- عقل و اجماع است. سنت عبارت از مجموعه گفتار معصومين

و رفتار آنان و تقرير و امضاى ايشان و اجماع همان اتفاق فقهاست بر حكمى از احكام

دينى .

۲. احتياط

عبارت است از عمل كردن به احكام، به نحوى كه انسان يقين كند به وظيف هاش

عمل كرده است در اي نصورت عمل به احتياط براى كسانى است كه موارد احتياط را

بشناسند و اين خود، كار دشوارى است.

۳. تقليد

تقليد عبارت است از عمل شخص مكلف به دستورات مجتهد جامع الشرايط،

بنابراين بر هر شخص مكلفى كه مجتهد نيست و طريق احتياط را نم ىشناسد و يا

م ىشناسد ولى نم ىخواهد عمل كند، لازم است به خاطر صحيح بودن عبادتش، به ىكي

از مجتهدين جامع الشرايط رجوع نموده و از او تقليد نمايد. )تقلید علاوه بر ادله لفظی،

عقل نیز آن را همراهی م یکند و از آنجایی که احتیاط مستلزم علم به چگونگی احتیاط

و صرف وقت زیاد است بهتر است انسان از مرجع تقلید جام عالشرایط تقلید کند(.

تقلید علاوه بر فطری بودن آن دلیل عقلی هم دارد؛ اما همه انسان ها براساس فطرت

خویش در مسائل زندگی خود به متخصص فن مراجعه م یکنند، مثلاً در بیمار یها

را ههای شناخت احکام

احکام عشایر/ ۵

به پزشک مراجعه م یکنند؛ اما نکته اینجاست که انسا نها در مراجعه فطری خود به

متخصص همیشه سعی بر این دارند که به اعلم در آن فن مراجعه کنند به عنوان مثال

در مراجعه به پزشک اول از همه درباره عنوان تخصص او تحقیق و پس از آن درباره

عالم تر بودن او تحقیق کرده و به او مراجعه م یکنند و اگر احیاناً کسی بدون تحقیق به

پزشکی مراجعه کند مورد نکوهش و سرزنش نوع بشر قرار م یگیرد.

تقليد بر دو نوع است:

۱. تقليد كوركورانه

عبارت از كارى است كه انسان بدون آگاهى و توجه به اين كه آيا اين تقليد برايش

سودمند است يا زيا نآور، از ديگران الگو بگيرد و رفتار و گفتار ديگران را براى خود

سرمشق قرار دهد.

۲. تقليد آگاهانه

عبارت از اين است كه انسان در مسائلى كه آگاهى ندارد و نم ىفهمد، به متخصص

فن مراجعه م كىند و هر دستورى را كه او صادر كند انجام م ىدهد.

در بحث تقلید در امور دینی قسم دوم است که مورد اشاره قرار م یگیرد.

تعدد مراجع تقليد چرا؟

بعض ىها م ىپرسند كه ما چون قرآن و مذهب و پيامبرمان ىكي است بايد مرجع

تقليدمان هم ىكي باشد چرا بايد در كي زمان چند مجتهد وجود داشته باشند و در

زمانى كه همه آ نها در كي سطح علمى هستند شخص مختار است از هر كدام كه

م ىخواهد تقليد كند؛ این در حالی است که در مکاتب دیگر تبعیت همه اعضا از رئیس

واجب است.

در پاسخ باید بگوییم خود تعدد مجتهدین نشان از احترام ویژه به علم و بها دادن

مکتب تشیع به آن است؛ مکتب تشیع بر آن است که هر کسی که مرتبه اجتهاد رسید

و قوه استنباط احکام را از ادله بدست آورد نباید از دیگری تقلید کند و در صورتی که

به عنوان مثال ده مرجع داشته باشیم هی چکدام از آن ها نباید کنار زده شوند چرا که

ما به علم احترام می گزاریم و با کنار زدن یک شخص در واقع علم را کنار زده ایم؛ با

تعدد مراکز علم کرسی آزاداندیشی در خصوص علم ایجاد شده و مسیر تکامل برای آن

علم متصور خواهد بود.

مکلف باید مسائل شرعی روزمره خود را که انجام آن منوط به علم و دانستن آن

است را فرا بگیرد و اگر یاد نگرفتن احکام به ترک واجب یا ارتکاب حرام بیانجامد

گناهکار خواهد بود.

تقلید از میت

ابتدایی: تقلید کردن از مجتهد مرده بدون آ نکه در زمان حیات وی از او تقلید

کرده باشید بنا بر احتیاط واجب جایز نیست.

۶/ احکام عشایر

بقایی: باقی ماندن بر تقلید از مجتهد مرده در صورتی که در زمان حیات وی از او

تقلید م یکرده اید جایز است؛ حتی در مسائلی که تاکنون مکلف به آن ها عمل نکرده

است.

نکته ۱: در تقلید بقایی فرقی بین اعلم بودن یا نبودن مجتهد نیست، و در هر

صورت تقلید بقایی مجتهد مرده جایز است؛ ولی سزاوار است احتیاط در بقا بر تقلید

اعلم ترک نشود.

نکته ۲: تقلید ابتدایی از مجتهد مرده یا بقا بر تقلید مجتهد مرده باید با اجازه

مجتهد زنده باشد و بنا بر احتیاط واجب این مجتهد زنده که م یخواهد اجازه تقلید از

میت را بدهد باید اعلم باشد.

نکته ۳: افرادی که در زمان حیات مجتهد جامع الشرایط غیر بالغ بود هاند ولی به

نحوی صحیح از او تقلید کرد هاند، م یتوانند بعد از فوت آن مجتهد هم چنان بر تقلید

وی باقی بمانند.

شرایط مرجع تقلید

مرد باشد.

بالغ باشد.

عاقل باشد.

شیعه دوازده امامی باشد.

حلا لزاده باشد.

بنابر احتیاط واجب زنده باشد.

عادل باشد.

قدرت تسلط بر نفسش را داشته باشد.

مجتهد باشد.

بنابر احتیاط واجب اعلم باشد.

نکته ۱: عادل باشد یعنی یعنی دارای قدرت تقوایی باشد که همیشه مانع از ترک

واجب یا انجام محرمات شرعی بشود و پرهیزکاری او به حدی رسیده باشد که از روی

عمد مرتکب گناه نشود.

نکته ۲: قانون اثبات و احراز عدل مجتهد حسن ظاهر است.

نکته ۳: احتیاط واجب یعنی وجب انجام یا ترک فعلی از روی احتیاط، در جایی که

مرجع تقلید فتوا بر احتیاط واجب دارد مقلد م یتواند به مجتهد دیگر )البته با رعایت

قانون اعلم فالاعم( که در این مسئله فتوای صریح داده )نه احتیاط( رجوع کند.

نکته ۴: قاعده اعلم فالاعلم یعنی اینکه در رجوع به مرجع دوم به اعلم رجوع کند

یعنی در صورتی که مجتهد در مسئله ای احتیاط واجب کرده، مقلد م یتواند به مرجع

دوم که از بقیه مراجع عالم تر است و فتوای صریح در مسئله دارد رجوع کند.

نکته ۵: هر جا مجتهد نظر خود را با یکی از عبارت های «فیه اشکال « ،» مشکل ،»

«لا یخلو من اشکال « ،» احتیاط واجب »و «لا اشکال فیه » بیان کند، دلالت به احتیاط

احکام عشایر/ ۷

واجب م یکنند؛ البته ما نوشتار خودمان برای سهولت کار هر جا احتیاط واجب باشد

آن را قید م یکنیم.

نکته ۶: در کتب فقهی هر جا پس از فتوی یا پیش از آن احتیاط کنند مثلاً بگویند:

احتیاط آن است که نماز را دوباره بخواند؛ احتیاط مستحب خواهد بود، البته ما نوشتار

خودمان برای سهولت کار هر جا احتیاط مستحب باشد آن را قید م یکنیم.

نکته ۷: عبارت لا اشکال فقه در کتب فقهی دلالت بر فتوای صریح م یکند؛ و واژه

«جایز نیست » با «حرام است » نیز مرادف هم هستند.

ولایت فقیه و رهبری

ولايت فقيه از شئون ولايت و امامت است که از اصول مذهب م ىباشد همه قشرهای

جامعه اسلامی باید گرداگرد ولی فقیه باشند و با این اتحاد خود حول محور ولایت از

کینه ورز یها و دشمنی ها در امان بمانند و وسائل رشد و پیشرفت جامعه اسلامی را

فراهم کنند. اما تفاوتی در اینجا وجود دارد که احکام مربوط به ولايت فقيه مانند ساير

احکام فقهى از ادّله شرعى استنباط م ىشوند و کسى که به نظر خود بر اساس استدلال

و برهان به عدم پذيرش ولايت فقيه رسيده، معذور است. )اجوبه الاستفتائات س ۶۷ (

اهمیت ولایت فقیه

مسئله ولایت فقیه یکی از مهم ترین مسائل جامعه اسلامی است که بحث و گف تو گو

درباره آن از چند جهت ضروری است؛ اول آن که ساماندهی نظام اجتماعی و ارتباطات

انسانی و شکل گیری مناسبات حکومتی بر اساس اندیشه اسلام و در استمرار نظام

امامت و ولایت به تشکیل حکومت اسلامی با زعامت فقیه عادل امکا نپذیر است؛

دوم آ نکه ولایت فقیه سنگ بنای نظام جمهوری اسلامی است و بر هر فرد مسلمان

و انقلابی لازم است که این اصل اساسی را خوب بشناسد و سپس بر مدار آن حرکت

کند؛ از همین روست که دشمنان اسلام و انقلاب فهمیده اند که ظلم ستیزی انقلاب و

نظام اسلامی، از این اصل مهم سرچشمه گرفته است و برای منحرف کردن چنین نظام

و انقلابی، باید به قلب نیرودهنده و ستون استوار آن هجوم برند.

پس از پیروزی انقلاب اسلامی، در هر زمان شبهاتی در زمینه این اصل ب یبدیل از

سوی کژاندیشان و رسانه های وابسته مطرح شده است.

دلیل عقلی بر ولایت فقیه

دلایل عقلی متعددی بر اثبات ولایت فقیه و وجوب اطاعت از اوامر ولی فقیه اقامه

شده است که در اینجا نمون های از آن را ذکر خواهیم کرد:

احکام عشایر/ ۹

اصل تنزل تدریجی

این دلیل از مقدمات زیر تشکیل شده است:

برای تأمین نیازمندی های اجتماعی و جلوگیری از هرج و مرج، فساد و اختلال

نظام، وجود حکومت در جامعه، امری ضروری است.

اجرای احکام اجتماعی اسلام ضروری است و این امر به زمان حضور معصوم

سلام الله علیه اختصاص ندارد؛ یعنی احکام اسلام جاودان است و باید در همه زما نها

و مکا نها اجرا گردد.

" متن کامل در قسمت قوانین و مقررات همین سایت قرار داده شده است"